بسوی تو
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 14:18
به سوی تو… به شوقِ روی تو●♪♫ به طرفِ کوی تو●♪♫ سپیده دم آیم، مگر تو را جویم…●♪♫ بگو کجـــایی؟●♪♫ نشانِ تو گه از زمین گاهی، زِ آسمان جویم●♪♫ ببین چه بیپروا، رهِ تو میپویم●♪♫ بگو کجـــایی؟●♪♫ کِی رود رخِ ماهت، از نظرم؟ نظرم…●♪♫ به غیر نامت، کِی نامِ دگر ببرم؟●♪♫ اگر تو را جویم، حدیثِ دل گویم●♪♫ بگو...
کاش می شد
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 14:18
كاش مي شد بي خبر يك حلقه بر در مي زدي بر خيالات محالم رنگ باور مي زدي زخم هاي كهنه ام دارد مداوا مي شود كاش بودي بر دلم يك زخم ديگر مي زدي دلخوشم با خاطراتت هرچه خوب و هر چه بد بي گمان حتي همان روزي كه خنجر مي زدي بي تو اين دنيا جهنم، من اسير دوزخم كاش مي شد شعبه در صحراي محشر مي زدي بي وفا از داغ ه...
روز موعود
-
تاریخ: 1401/4/15 ساعت: 0:36
آرزو دارم در روز موعود همنشین ابدیت باشم.
بسوي تو
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:16
به سوی تو… به شوقِ روی تو●♪♫به طرفِ کوی تو●♪♫سپیده دم آیم، مگر تو را جویم…●♪♫بگو کجـــایی؟●♪♫نشانِ تو گه از زمین گاهی، زِ آسمان جویم●♪♫ببین چه بیپروا، رهِ تو میپویم●♪♫بگو کجـــایی؟●♪♫کِی رود رخِ ما
كاش مي شد
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:16
كاش مي شد بي خبر يك حلقه بر در مي زديبر خيالات محالم رنگ باور مي زديزخم هاي كهنه ام دارد مداوا مي شودكاش بودي بر دلم يك زخم ديگر مي زدي دلخوشم با خاطراتت هرچه خوب و هر چه بدبي گمان حتي همان روزي كه خن
بيقرارم
-
تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 15:16
چرا رفتی چرا من بیقرارم به سر سودای آغوش تو دارم نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست ندیدی جانم از غم ناشکیباست چرا رفتی چرا من بیقرارم به سر سودای آغوش تو دارم *** خیالت گرچه عمری یار من بود امیدت گرچه در پندار من بود بیا امشب شرابی دیگرم ده زمینای حقیقت ساغرم ده چرا رفتی چرا من بیقرارم به سر سودای آغوش ت...
خیال تو
-
تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 15:16
دوش بی روی تو آتش به سرم بر میشد و آبی از دیده میآمد که زمین تر میشد تا به افسوس به پایان نرود عمر عزیز همه شب ذکر تو میرفت و مکرر میشد چون شب آمد همه را دیده بیارامد و من گفتی ان
در میان شعله ها
-
تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 16:27
امانتي را كه خداي بزرگ در ششم ديماه سال 1393 به ما سپرد نامش را مهبد نهاديم و دلبسته اش شديم اما پس از 90 روز درسحرگاه ششم فروردين 1394 باز ستاند و روح معصومش به ملكوت اعلي پر كشيد. منم سرگشتهی حیرانت ای دوست کنم یک باره جان قربانت ای دوست تنـــی
مهبدجان تولدت مبارك
-
تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 16:27
بمناسبت اولين سالروز تولدش چه بد کردم؟ چه شد؟ از من چه دیدی؟که ناگه دامن از من درکشیدیچه افتادت که از من برشکستی؟چرا یکبارگی از من رمیدی؟ چه خوش باشد! که دلدارم تو باشیندیم و مونس و یارم تو باشیدل پر درد را درمان تو سازیشفای جان بیمارم تو باشی به غم
ماه من
-
تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 16:27
یکنفس ای پیک سحریبر سر کویش کن گذریگو که ز هجرش به فغانم به فغانم ای که به عشقت زنده منمگفتی از عشقت دم نزنممن نتوانم نتوانم نتوانم من غرق گناهمتو عذر گناهیروز و شبم را تو چو مهری و چو ماهیچه شود گر مرا رهانی ز سیاهی ؟چون باده به جوشم در جوش و خرو
او کجاست.
-
تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 16:27
مولوی � دیوان شمس � غزلیات آنک بیباده کند جان مرا مست کجاست و آنک بیرون کند از جان و دلم دست کجاست و آنک سوگند خورم جز به سر او نخورم و آنک سوگند من و توبهام اشکست کجاست و آنک جانها به سحر نعره
برفت
-
تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 16:27
شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت بس که ما فاتحه و حرز یمانی خواندیم وز پی اش سوره اخلاص دمیدی
بی تو بسر نمی شود
-
تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 16:27
بی همگان به سر شود بیتو به سر نمیشود داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو گوش طرب به دست تو بیتو به سر نمیشود جان ز تو جوش میکند دل ز تو نوش میکند عقل خروش میکند بیتو به سر نمیشود خمر من و خمار من باغ من و بها